ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1541

سفرنامه شاردن ( فارسى )

كاركردنش را بفهمد و از مجموع اين بسودنها و آزمايشها دربارهء ساعت قضاوت كرد . و من باز ديدم ساعتى را كه ارزش آن تنها بستگى به ظرافت و زيباييش داشت به يك پيستول خريد . يك بار من ساعتى را كه قاب طلاى مينا كارى شده‌اى داشت ، اما خود ساعت معمولى و پيش پا افتاده بود با چندين ساعت خوب كه بر قابشان منظره جنگى به سبك تامپست Tempeste « 1 » نقش شده بود و از نظر هنرى جالب بودند درهم ريختم و در اختيار او نهادم . وى آسان و زود آن ساعت ناقابل را باز شناخت ، و گفت : چرا اين ساعت را كه معمولى است ميان اين ساعتهاى خوب جا داده‌اى . از ميان بيست چرخ ساعت كه درهم ريخته شده بود يكى از آنها را كه ضايع و بىمصرف شده بود شناخت و برداشت و خرد كرد . همچنين وى گوهرشناسى قابل و ماهر است ، و جواهر بسيار دارد . در آغاز آشنايى از طرز بيان و سخن گفتن وى سخت در شگفت ماندم ، و از خنده خوددارى كردن نتوانستم . زيرا وقتى دربارهء چيز كمياب و گرانبهايى كه با خود داشتم با او صحبت مىكردم با اعتماد تمام گفت : بده آن را ببينم ، نشانم بده تا خوب تماشا كنم . او همانند كسى كه هم چشمان بينا دارد و هم در كار جواهرشناسى معرفت كامل ، با اطمينان خاطر سخن مىگفت . اما دربارهء برادران ميرزا رضى كه هر دو در رشته رياضيات چنان متبحرند كه در اين عمل چند كتاب تأليف كرده‌اند و به بستگان و آشنايان خود درس مىدهند هنوز چيزى نگفته‌ام . در اين جا اندكى از برادر بزرگترش سخن مىگويم ، و دربارهء برادر كوچكتر بدين اقتصار مىورزم كه دانش وى از علم برادر بزرگش خيلى كمتر نيست . اين هر دو برادر در اخترگرى و ستاره شناسى كه در مشرق زمين اعتبار تمام دارد ، و توسعهء فراوان يافته ، شهرت بسيار كسب كرده‌اند . برادر بزرگ ، اين كور بينا - دل جزئيات حركات كليه اجرام سماوى را اندازه‌گيرى مىكند ، و معادلات سه مجهولى را بسان رياضى دانان اروپا آسان و سريع حل مىكند . من بارها در محضر

--> ( 1 ) تامپست نقاش معروفى از اهل فلورنس بود كه از 1555 تا 1630 به مدت هفتاد و پنج سال زندگى كرد ، و سبك نقاشى وى به نام خودش شهرت يافت .